عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
929
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
مىگرفت و تومانى ده شاهى بود ، به اين معنا كه تومانى پنج شاهى آن به مستوفى مىرسيد و تومانى پنج شاهى آن به دولت ، شاه تومانى پنج شاهى خود را بخشيد . طهران در عشر اول صفر ، شاهزاده حاجى شيخ الرئيس در منزل خود روضهخوانى مىنمود و خود به منبر مىرفت و بدگويى دولت را مىنمود و ازدحامى مىشد . شاه به نيّر الدوله حاكم طهران حكم كرد او را اخراج نمايند . با جمعيت زياد به خانه او رفته او را به خارج شهر برد كه به كرمان برود . آقا سيد عبد اللّه مجتهد ، در همان شب ، كاغذ سخت به شاه نوشت كه بىجهت چرا بايد او را اخراج « 1 » كرد ؟ او را مرخص نمائيد كه به طهران بيايد والّا اول حرف ما سر اين كار است و آتشى بلند خواهد شد كه خاموش « 2 » نشود . همان شب او را مرخص كردند و روز بعد باز بالاى منبر رفته و خيلى به دولت گوشه و كنايه زد و گفت : دولت ايران در پناه روس است و احترامش بيشتر شد و دولت ضعيف [ تر ] . طهران در عشر اول صفر ، در تكيهء سنگلج مىخواستند تعزيه بخوانند ، آقا سيد محمد مجتهد و پسر شيخ فضل اللّه مانع شدند . به اتابيك عارض شدند . حكم داد بخوانند ، پيشرفت نكرد . طهران شاه در چهاردهم صفر بيست شبه به فرحآباد رفت . طهران در هيجدهم عيد امسال ، با اينكه هوا گرم شده بود ، سرد شد و برف در طهران و اطرافش آمد و مردم دوباره محتاج به آتش شدند ، ليكن براى قطع تخم ملخ و هلاكت سن « 3 » مفيد شد .
--> ( 1 ) . متن : او را خارج كرد . ( 2 ) . متن : خواموش ( 3 ) . حشرهء بدبوئى كه آفت مزارع گندم است .